رنگ در زندگي انسان داراي مفهوم و اهميت ويژه اي بوده و جايگاه خاصي دارد. درواقع رنگ موهبتي الهي است تا با آن زندگي جالب تر و زيباتر شود. جهان بدون رنگامكان پذير نيست و زندگي بدون رنگ دچار اختلال شده وخسارت مي بيند. كليه ارتباطاتبه كمك رنگ صورت مي گيرد.
انتخاب رنگ و ترجيح آن به رنگي ديگر امري طبيعي است. رنگ معياري استبراي شناخت شخصيت افراد. امروزه بيش از هر چيز اثرات رواني رنگ روي كودكان‎‎نوجوانان وجوانان مورد مطالعه قرار گرفته و جاذبه ودافعه آنها در پذيرش رنگ هابررسي مي شود. كودكان به رنگ هاي زنده ( گرم ) و شاد توجه وعلاقه بيشتري نشان ميدهند. جوانان به رنگهاي شاد و ملايم تمايل داشته بتدريج و با افزايش سن معمولا رنگهاي آبي و سبز را به رنگ هاي  گرم ترجيح مي دهند. ولي افراد مسن تر بيشتر به رنگهاي تيره علاقه نشان ميدهند. اين موضوع كما بيش در تمام  نقاط دنيا وجود دارد. پسمي توان سن افراد را در ترجيحات رنگي موثر دانست.
بررسي ها نشان داده جنسيت يكي ديگر از عوامل موثر در انتخاب رنگ ميباشد. مثلا پسران بيشتر رنگ هاي آبي و سبز را انتخاب مي كنند در حاليكه دختران رنگهاي زرد و قرمز را بر    مي گزينند .
از ديگر عوامل موثر در انتخاب و ترجيحات رنگ بايد فرهنگ و باورهايسنتي – خصوصيات رواني – اجتماعي – شرايط اقتصادي – موقعيت جغرافيايي و شرايط آب وهوايي برشمرد .
اعجاز رنگ ها وخواص درماني آن بر هيچ كس پوشيده نيست بسياري ازبيماري هاي جسمي ورواني به كمك رنگ ها درمان مي شوند. مثلا افراد افسرده با پوشيدنلباس به رنگ هاي روشن احساس شادابي كرده به زندگي اميد پيدا مي كنند . افراد عصبيبا تماشاي طبيعت سر سبز و جلوه هاي زيباي آن آرامش مي يابند.
برخي رنگها اثرات قابل پيش بيني بر روي سيستم عصبي خودكار دارند . به طوريكه فشارخون – نبض و تعداد تنفس را تحت تاثير قرار مي دهند.
با توجه به مسايل شهرنشيني و زندگي ماشيني عصر جديد و دور شدن انساناز محيط طبيعي زندگي ، و فعاليت در فضاهاي بسته ، بيش از هر زمان ديگر  تحت تاثيرفشارهاي عصبي ، رواني و جسماني قرار گرفته است. يكي از راه هاي باز گرداندن آرامش وسازگاري، استفاده از رنگ هاي مناسب در پوشاك و لوازم زندگي و محيط فعاليت است. رفتارهاي اجتماعي نيز تحت تاثير رنگها قرار مي گيرند . روان شناسان مي گويند باكاربرد صحيح رنگ مي توان بسياري از نا هنجاري هاي رفتاري را اصلاح كرد. اين موضوعدر بين قشرهاي مختلف اجتماع از جمله كارگران ، ورزشكاران، پزشكان ، دانش آموزان وغيره مورد بررسي قرار گرفته  و تاييد شده است . استفاده از رنگ هاي مناسب در فضاهايكاري و آموزشي مي تواند در كاهش ناسازگاري ها و پرخاشگري هاي دانش‌آموزان موثر واقعشود .
كاربرد رنگ در ايمني براي آگاه كردن از خطراتي كه ممكن است در كمينرانندگان، كارگران و… باشند، توسعه روز افزوني يافته است. در دنياي تجارت نيز رنگعامل تعيين كننده اي در جلب مشتري وانتخاب كالا محسوب مي شود.
رنگ ها در اعتقادات مذهبي نيز جايگاه خاصي دارند در دين مبين اسلامبه استفاده از رنگ هاي روشن مانند سفيد و زرد و … خصوصا در پوشش ، توصيه و تاكيدشده است. پيامبر گرامي اسلام (ص) وائمه اطهار (ع) از پوشيدن رنگ تيره و سياه اكراهداشتند وبه مسلمانان ديگر نيز در اين خصوص سفارش نموده اند.
به هر حال از نظر اسلام و عرف جامعه وفرهنگ بشري ، امروزه آثاررواني رنگ سياه بويژه در پوشاك ، مسام گرديده و بشر ، كاربرد اين رنگ را مخصوص سوگو ماتم و فقدان عزيز از دست رفته دانسته و سياه را به عنوان سمبل عزا انتخاب نمودهاست . همه اين مطالب حاكي از آن است كه روحيه وفطرت انسان در انتخاب رنگ به طيفروشن گرايش وتمايل بيشتري داشته وبا آن سازگارتر است .
با انتخاب درست و صحيح از رنگهاي روشن و شاد در پوشش دانش آموزانومكانهاي آموزشي وفضاها و ابزار هاي كمك آموزشي مي توان در جهت پويايي، نشاط ، تحركو ايجاد روحيه اميدواري ، خلاقيت ، افزايش بهره هوشي يادگيري ، شكوفايي رشد دانشآموزان و جوانان حركت كرد    
روان شناسان معتقدند بدترين رنگ ها، سياه، سرمه اي، قهوه اي و خاكستري است و رنگ قرمز اگر چه در گروه رنگ هاي شاد طبقه بندي مي شود اما چون محرك خشونت است كاربردآن در مدارس توصيه نمي شود
رنگ بي روح در و ديوارها در پس گذر سال ها و در هواي دودآلود منطقه، آن قدر فراموش شده اند كه فقط با تكيه بر شرطي شدن ذهنت و ته مانده رنگ ديوار مي تواني حدس بزني زير اين همه تيرگي و كثيفي و در پس يادگاري هاي ريز و درشت، روزگاري رنگ خنثي و بي اثر كرم بوده است. آيا هرگز از خودتان پرسيده ايد چرا دانش آموزان ما صبح ها به سختي از خواب برمي خيزند؟ بدون خوردن صبحانه با چهره هاي خواب آلود به مدرسه مي روند و در كلاس هاي اول صبح چرت مي زنند و در ساعات پاياني دهن دره هاي كسالت آور مي كنند؟
به عقيده روانشناسان جواب اكثر اين خستگي ها يك كلمه است، بي انگيزگي! و شايد از منشأهاي اصلي اين بي انگيزگي ها محيط پيرامون آنهاست، زيرا مدارس ما محيط هاي خشك و بي روحي هستند كه دانش آموزان فقط از روي اجبار و عادت و از سر ناچاري مجبور به تحمل آنها هستند.
«نكته مهم در آموزش مدارس ابتدا جذب دانش آموزان و ايجاد علاقه و انگيزه در آنهاست كه اين امر ناخودآگاه منجر به يادگيري بهتر مي شود، اما براي ايجاد چنين محيطي در ابتدا يكسري نمادها مانند رنگ آميزي لازم است. اين فاكتورها در مقاطع مختلف تحصيلي و حتي پايه هاي گوناگون متفاوت هستند، به طور مثال مدارس و كلاس هاي ابتدايي و راهنمايي بخصوص در سال هاي اول و دوم نياز بيشتري به تزئينات و جاذبه هاي ظاهري دارند تا جذب محيط شوند.»
اينها را عاطفه فردوسي پور كارشناس ارشد روان شناسي تربيتي مي گويد: او معتقد است: «همانطور كه خلق و خوي (عواطف) افراد در انتخاب رنگ ها مؤثر است، رنگ هاي محيط نيز بر خلق و خوي افراد تأثير مي گذارد و اين مسئله در محيط آموزشي مانند مدرسه اهميت بيشتري پيدا مي كند، ما بايد بدانيم چه رنگ ها و عواملي باعث هوشياري و يادگيري بهتر در دانش آموزان مي شوند. به طور مثال، در مقطع ابتدايي رنگي بودن در و ديوارها و تصاوير روي آنها براي دانش آموزان جذاب است زيرا اين تصاوير انعكاس خيالات دانش آموزان هستند، اما در مقطع راهنمايي بخصوص پايه سوم بهتر است اين تصاوير را حذف كنيم و فقط رنگ آميزي شاد داشته باشيم. ديوارهاي كثيف و كلاس بي روح احساس خواب آلودگي و خمودگي صبح را در دانش آموزان تشديد مي كند و نتيجه آن كاهش يادگيري آنهاست.»
انتخاب رنگ ها برخلاف تصور اكثر ما كاري ساده نيست. زيرا از تركيب رنگ ها و هر رنگ به تنهايي در روان شناسي و يادگيري مي توان بهره خاصي گرفت. سيدنيا مدير دبيرستان دخترانه كوثر مي گويد: «زماني كه من مدير اين مدرسه شدم در و ديوارها استخواني بود وتاكنون به علت كمبود بودجه نتوانسته ام اين رنگ را تغيير دهم. البته هنوز نيازي هم به رنگ آميزي نداريم چون ديوارها تميز هستند اما در آينده قصد دارم هر كلاس را به يك درس اختصاص بدهم و در طرح كلاس درس كه بچه ها به صورت چرخشي در كلاس ها مي چرخند هر كلاس براساس نوع درس به يك شكل طراحي و رنگ آميزي خواهد شد.»
او معتقد است: رنگ هاي صورتي و آبي ملايم القا كننده حس آرامش و شادابي هستند و براي رنگ كلاس مناسبند رنگ ليمويي هم رنگ فرح بخشي است كه در زمره رنگ هاي آينده مدرسه او قرار خواهد داشت.
جواد شفيعي (مدير دبيرستان پسرانه نواب) و محمد خسروي (مدير دبستان پسرانه امام سجاد) هر دو متفق القول رنگ هاي كرم و فيلي را بهترين رنگ براي كلاس ها اعلام مي كنند.
جواد شفيعي علت اين انتخابش را انعكاس بهتر نور و فضاي بازتر كلاس عنوان مي كند و محمد خسروي مي گويد: «رنگ فيلي به دليل چرك تاب بودن كمتر كثيف مي شود. محمد خسروي معتقد است رنگ آبي براي كلاس ها مفيد نيست زيرا تشديد كننده حس سرماست.»
اما روان شناسان نظر متفاوتي دارند. آنها معتقدند: بدترين رنگ ها، سياه، سرمه اي، قهوه اي و خاكستري است و رنگ قرمز اگر چه در گروه رنگ هاي شاد طبقه بندي مي شود اما چون محرك خشونت است كاربرد آن در مدارس توصيه نمي شود، رنگ كرم هم اگر چه يك رنگ خنثي و بي تأثير است اما مشكلي ايجاد نمي كند.
محمد پايدار كارشناس ارشد روان شناسي تربيتي دراين خصوص مي گويد: «در رنگ آميزي كلاس هاي مدارس بهتر است از تركيب رنگ هاي گرم و سرد بهره گرفت. به طور مثال تصوير يك ماهي رنگي در وسط آبي ديوار مي تواند حس خوبي را به دانش آموزان منتقل كند و يا نصب تابلوها و تصاوير كارتوني مورد علاقه بچه ها در دو طرف نيمكت ها براي دانش آموزان جذاب است.»
او در ادامه خاطرنشان مي كند. «حتي در انتخاب تخته كلاس هم تخته سبز و يا وايت برد به مراتب از تخته سياه بهتر است. زيرا سياه در هر جايي نماينده اي است از غم و نفرت.»
وقتي به سراغ مسئولان مدارس منطقه مي رويم خيلي از آنها رنگ هاي متداول كرم و خيلي را براي كلاس  مي پسنديد و بسياري گويي تاكنون به رنگ كلاس ها توجه نداشته اند با سؤالات ما متعجب مي شوند و به دنبال جواب مي گردند. خيلي از اين مديرها استيجاري بودن مدارس را عامل عدم توجه به رنگ آميزي كلاس ها اعلام مي كنند و مي گويند در مدارس دولتي كه متعلق به آموزش و پرورش است بيشتر مي توان به اين مسائل پرداخت. يكي از مديرهاي باسابقه منطقه براي ما از حدود يكصد نكته اي كه در بحث يادگيري بايد به آن توجه كرد مي گويد، از نكاتي كه حاصل جمع  آنها يادگيري خوب خواهد بود كه يكي از آن نكات رنگ آميزي متناسب با سن دانش آموزان است.
او مي گويد: «ما حدود بيست سال پيش اين نكات را در دوره اي كه روي استاندرد سازي مدارس بحث مي كرد فرا گرفتيم و بعد از گذراندن دوره بخش مهمي از آنها فراموش شدند.»
هوشنگ قريب پناه معاون دبستان شهيد كاظمي ضمن تأثير رنگ كلاس ها بر يادگيري دانش آموزان يادآور مي شود رنگ و زيبايي كلاس حتي روي نظافت شخصي و انضباط دانش آموزان نيز اثر مي گذارد. دانش آموزان در حفظ و نگهداري يك كلاس تميز و زيبا كوشا هستند و حتي آشغال كمتري داخل كلاس مي ريزند و ديوارها را كمتر خراب و كثيف مي كنند.
بحث رنگ مدارس نه تنها به رنگ كلاس ها بلكه به رنگ تمام محيط ها و تجهيزات مدرسه مربوط مي شود. رنگ نيمكت ها، وسايل و حتي سرويس هاي بهداشتي نكات قابل تأملي هستند كه در بسياري كشورهاي پيشرفته مورد توجه قرار مي گيرند اما در مدارس ما كاملاً رها شده اند.
پيام فروتن كارشناس طراح صحنه و عضو هيئت علمي دانشكده هنرهاي زيبا مي گويد: موزائيك هاي يكنواخت سفيد و گاه طوري رگه دار بيشترين كاربرد را در مدارس ما دارند در حالي كه با همان هزينه  مي توان اين موزائيك ها را با كف پوش هاي شادي مانند: آبي، ليمويي و …. كه با روحيه بچه ها سازگارتر هستند انتخاب كرد. براي اين كارها فقط بايد كمي ذوق و ابتكار به خرج داد، علاوه بر آموزش و پرورش مديرهاي مدارس هم مي تواند پيشقدم شوند، كافي است وقت كمي بگذارند و با طراح دكوراسيون صحبت كنند. به طور مثال با كمترين هزينه ها مي توان در مقطع ابتدايي رنگ كردن يك ديوار را به دانش آموزان واگذار كرد و يا از رنگ صورتي و گل بهي براي نيمكت هاي دبستان دخترانه استفاده كرد. از همين رنگ ها با درخشش كمتر در كنار رنگ هاي ديگر براي مقاطع بالاتر بهره بگيريم.
عاطفه فردوسي پور كارشناس ارشد روان شناسي تربيتي ضمن اين منشأ افسردگي بسياري از افراد را درماندگي و عدم توانايي كنترل محيط مي داند معتقد است: دانش آموزان ما مدارس خود را دوست ندارند. زيرا اين مدارس محيط هاي تحميلي هستند كه آنها مجبورند ساعاتي از عمرشان را آنجا بگذرانند و خودشان در اداره و شكل آن هيچ نقشي ندارند. اين مسئله باعث غيبت ها و تأخير ورود ها خواهد شد. زيرا مدرسه آنها خشك، زشت و تحميلي است. تأثير اين دلزدگي و تحميل عدم اعتماد به نفس دانش آموزان خواهد بود كه در آينده مي تواند منجر به افسردگي شود.
بهتر نيست به جاي كپي برداري از آنچه ديگران انجام مي دهند. كمي خلاق باشيم و مدارس را زيباتر آرايش كنيم، مگر نه اين كه مدرسه خانه دوم دانش آموزان است. آيا هرگز در ساخت طراحي كلاس ها نظر و سليقه آنها را در نظر مي گيريم. بياييد براي يك لحظه چشم هايمان را ببنديم به اعماق كودكيمان سفر كنيم. آيا اين مدارس را مي پسنديم؟
تأثير رنگ بر انسان و محيط پيرامون او
تصور كنيد اگر يك دوربين عكاسي داشته باشيم ،‌ براي گرفتن يك اثر هنري بايد ابتدا هدف و مقصود از گزفتن عكس مشخص شود . سپس بايد محتوا و انديشه فكري تعيين شود . در مرحله بعد روي سوژه خاصي فوكوس كرده و عكس را تهيه مي كنيم . انجام اين اعمال به طور خلاصه يعني مشاهده كردن. مشاهدات انسان بر اساس منطق و استدلال و مباحث زيبا شناسي و … شكل مي گيرد .
در خلق هر اثر هنري هدف هنرمند اين است كه نتيجه مشاهدات و برداشتهاي خود را از طبيعت و نيز تأثير اين مشاهدات بر خودش را به بيننده منتقل كند . درباره مقوله زيبايي و زيباشناسي نظريات مختلفي وجود دارد . آيا زيبايي فقط اين است كه از فرمي لذت ببريم ؟ اين لذت بردن ناشي از چيست ؟ آيا فقط يك احساس خاص لذت و شادي است و يا فراتر از آن است . آيا فرم و شكل باعث ايجاد تحول شده است ؟ از مجموع اين سئوالات مي توان نتيجه گرفت كه هر اثر هنري تلفيق حس ، انگيزه ، فرم ، شكل ، رنگ و نور است . اين عوامل با هم تداخل پيدا كرده تا يك خصوصيت ذهني يا يك نياز بشري را ببيننده منتقل كنند . لذت بردن از آثار هنري نسبي است و به تجربيات قبلي بيننده نيز بستگي دارد . به عبارت ديگر سليقه انسان در نوع انتخابش از زيبايي به دليل تجربيات پيشين او متفاوت مي باشد .
امروزه مبحث رنگ و‌انتخاب و پذيرش آن توسط اشخاص مختلف مباحث بسيارمهمي هستند. به طوريكه حتي در زمينه هاي مختلف صنعت نيز، طراحي و انتخاب رنگ اهميت بسياري يافته و براي اين منظور از كارشناسان زبره و هنري استفاده مي شود . در طراحي صنعتي گاهي ابتدا فرم ساخته مي شود و بعد در مورد رنگ آن تصميم گيري مي شود و بالعكس.
به طور كلي يك طراح خوب كسي است كه به هنگام طراحي در هر زمينه اي ، براي ساخت و تهيه رنگ هاي مورد استفاده خود آينده نگري داشته باشد . از آنجائيكه معمولاً بين مرحله طراحي و مرحله زمان ساخت اشياء يك فاصله زماني وجود دارد ، طراح بايد هميشه آينده را در نظر بگيرد نه زمان حال را .
اطلاع از فرهنگ و زمينه هاي فعاليت و علايق مردم در نقاط مختلف دنيا مي تواند يك معيار مناسب براي ساخت وسايل و امكانات مورد علاقه آنها و در نتيجه روش بهتر باشد . كاري كه در حال حاضردر بسياري از مراكز تجاري معتبر دنيا مثل كارخانه SONY انجام مي شود .
با مرجعه به فرهنگ و آداب و رسوم خود ، مي توانيم بافتها و فرمهاي زيبايي را بيابيم و از آنهادر زندگي روزمره خوداستفاده كنيم . وازرلي يكي از هنر مندان معروف كه در زمينه رنگ كارهاي با ارزشي انجام داده مي گويد : من طبيعت را ديده و از آن الهام مي گيرم و سپس با منطق واستدلال و محاسبات هندسي مشاهدات خودرادرتابلوهاوفرمهايم به كار مي گيريم وتصاويرسه بعدي مي سازم.
وازرلي با استفاده از تركيبات رنگها و سطوح هندسي و تلفيق آنها با هم كارهاي بي نظيري انجام داده كه به عنوان كارهاي تزئيني در همه جا مي توان از آنها استفاده كرد . او در بعضي از اين سطوح هندسي ، به وسيلهء رنگهايي كه در سطوح بالا و پايين و جهت هاي ديگر زده ايجاد حركت كرده است. در بعضي از كارهاي او بيننده تصور مي كند كه تمام خطوط حركت مي كنند .
تأثيرات رنگهاي مختلف بر انسان :
يك طراح خوب علاوه بر داشتن آينده نگري ، بايد قبل از خلق هر اثري بداند كه مقصود و هدفش از خلق آن اثر چيست ؟ كاربرد آن در كجاست ؟ با چه نوع بافتي سر و كار خواهد داشت و رنگهاي مورد استفاده خود را با توجه به بافت مورد نظرش مشخص نمايد . زيرا همان طور كه ميدانيم رنگها بر واكنشهاي رواني و فيزيو لوژيكي و پوست انسان تأثير بسزايي دارند .
استفاده از رنگهاي مكمل تؤام با آگاهي قدرت چيدمان را بيشتر كرده و باعث ايجاد جذابيت مي شود .
اصولاً رنگهاي سفيد نور را منعكس و رنگهاي تيره آن را جذب مي كند .
به عنوان مثال رنگ قرمز تأثير زيادي بر روي متابوليسم بدن انسان مي گذارد و باعث تشديد گردش خون و ضربان قلب مي شود . رنگ آبي ملايم است و عكس العلمهاي رنگ قرمز را ندارد . آبي ايجاد آرامش مي كند . رنگ زرد كروماتيك زردي است كه بسيار روشن است و سريع چشم را مي گيرد . براي تشديد حالت اين رنگ از يك سطح سياه استفاده مي شود . به عبارت ديگر وجود رنگ سياه در كنار رنگ زرد باعث تشديد آن مي شود . رنگها در فرهنگهاي مختلف معاني متفاوتي دارند . مثلاً رنگ سفيد در فرهنگ ما سنبل آزادي و سبكبالي است. اما همين رنگ در چين سنبل سوگواري است و يا رنگ سياه در بسياري از فرهنگها سنبل عزا و سوگواري است ، در حاليكه در كشور مصر اين رنگ به منزله توليد دوباره محسوب مي شود و آن را مقدس مي شمارند .
روانشناسي رنگها
رنگها بر نيازهاي روحي-رواني، شرايط يادگيري، کنترل رفتارهاي خشمگينانه، احساسات، درمان افسردگي و
اختلالات يادگيري و سطح انرژي اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتي خواب مفيد هستند و همچنين در درمان بيماريهايي مثل ميگرن، سرطان، اعتياد و امراض پوستي و حتي تومورهاي مغزي اثر دارند.
رنگها در هر جا از دنيا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معاني متفاوت و حتي متضاد دارند.براي مثال سفيد در کشوري مثل ايران نشان شادي، پاکدامني است و براي مراسم جشن و عروسي استفاده مي شود، در حاليکه در کشوري ديگر نشان روحانيت است و در مراسم عزاداري کاربرد دارد.
شايد تا به حال از خودتان پرسيده باشيد که چرا کشتي و يا هواپيماي سياه نداريم؟و يا چرا هيچ جعبه شکلاتي سبز نيست؟شايد در اين مطلب جوابهايتان را پيدا کنيد.
متأسفانه به دليل جذابيت روانشناسي رنگها، اين شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سايت، مجله، روزنامه و يا وبلاگي از اين مطالب زياد ديده مي شود ولي درست يا غلط بودنشان مشخص نيست.
پروفسور لوشر از دانشمنداني است که حدود بيست سال و اندي در اين مورد تحقيق کرده است.
حال بد نيست از نظر اين محقق در مورد روانشناسي رنگها براي بعضي از رنگهاي پر طرفدار نگاهي بياندازيم.
پروفسور لوشر مي گويد:
سياه:
سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.به معني نيستي، نااميدي به آينده و سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفي دارد.دوستداران رنگ سياه معمولا” خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما احتمالا” خودشان هم خبر ندارند.
طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا” سياه و براقند).
قهوه اي:
آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما طرفداران اين رنگ معمولا” آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهاني دوم، قهوه اي بوده است).قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند.
خاکستري:
خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا” غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا” مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي.
قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا” نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود.(هر چي باشه پرسپوليسه ديگه)
آبي:
آبيها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و عمق و کمال گرايي است.از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي است.(طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون مي شود.
سبز:
آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند.
زرد:
آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا” بلند پرواز.
بنفش:
بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت و تصميم درست نمي توانند بگيرند.
نارنجي:
نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند.
ارغواني:
ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا” به فکر پيش بيني آنها نباشيد.
تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد خطرناک و بحث برانگيز و عجيب است

 

۴۲ بازدید | بازدید امروز ۱ |||| عضویت در کانال تلگرام آموزش فتوشاپ دیجی گرافیک